بیرون سیه و درون پر انوار
بر چهره کعبه خال مشکین
چون در ظلمات آب حیوان
یا در حدقه حدیقه نور…
حجرالاسود، سنگی است سیاهرنگ که در ارتفاع یک و نیم متری بر یکی از چهار رکن دیوار کعبه نصب شده و حاجیان هنگام طواف کعبه برای تبرک آن را لمس می کنند و پیش از اسلام نیز مورد احترام بوده است. طواف خانه خدا از رکن حجرالاسود شروع می شود و با هفت بار طواف کردن به پایان می رسد.
کعبه دارای ارکانی است که رکن حجرالاسود از مهمترین آنها محسوب می شود و احادیث زیادی نیز در زمینه ثواب زیارت این رکن نقل شده و در روایت آمده که حجرالاسود از سنگهای آسمانی و از سنگهای بهشتی به شمار می رود. حجرالاسود از یادگارهاى جاوید پیامبران الهى است. این سنگ علاوه بر اینکه براى همه مسلمانان قداست و حرمت دارد، مورد احترام اعراب پیش از اسلام نیز بوده است.
از زمانى که حضرت ابراهیم به فرمان خدا حجرالاسود را بر دیوار کعبه نصب کرد، حوادثى پیش آمد که باعث شد این سنگ از جا کَنده شود.
یکى از این موارد، حادثه اى بود که چند سال پیش از بعثت حضرت محمد رخ داد و بر اثر سیل، دیوارهاى ساختمان کعبه آسیب دید. قبایل قریش تصمیم گرفتند آن را تعمیر و بازسازى کنند. کارها به گونه اى تقسیم شد که همه در افتخار تجدید بناى بخش هایى از کعبه سهم داشته باشند.کار با موفقیت به پایان رسید. اکنون نوبت قرار دادن حجرالاسود در جاى مخصوصش رسیده بود. بر سر اینکه کدام قبیله این افتخار را نصیب خود سازد، اختلاف شدیدى رخ داد.
هیچ قبیله اى حاضر نبود اجازه دهد قبیله دیگرى اینکار را انجام دهد. قبایل طى چهار یا پنج روز براى جنگ در آماده باش کامل به سر مى بردند تا اینکه أبو امیه که در آن زمان پیرترین مرد قریش بود پیشنهاد داد همه قبایل براى جلوگیرى از خونریزى، به داورى نخستین کسى که وارد مسجد شود تن دهند.
از قضا این نخستین کس، حضرت محمد بود. از این رو همه خشنود شدند چرا که پیامبر را به صفت امانتدارى و سلامت نفس مى شناختند. سران قبایل پس از آنکه آن حضرت را در جریان موضوع مورد اختلاف قرار دادند از او خواستند داورى این اختلاف را بپذیرد. پیامبر اعظم از آنان خواست پارچه اى بیاورند. سپس حجرالاسود را میان آن قرار داد. بعد از سران قبایل خواست هر یک گوشه اى از آن را بردارد. وقتى پارچه را برداشتند و بالا بردند، خود حضرت حجرالاسود را برداشت و در جایش قرار داد.
پیامبر با این تدبیر هوشمندانه، از بحرانى که نزدیک بود زمینه ساز جنگى سهمگین و کینه توزانه شود جلوگیرى نمود..پیامبر به لمس حجرالاَسود توصیه کرده و این سنگ را دست راست خدواند دانسته که مردم آن را لمس میکنند. فقیهان مسلمان استلام آن را مستحب میدانند. طواف کعبه از روبه روی این سنگ آغاز و به همینجا پایان مییابد. در هر طوافِ واجب و مستحب، سفارش شده با دست راست این سنگ را لمس کرده و آنرا ببوسند و اگر نشد، با دست به آن اشاره کنند و عهد و پیمان خود را با آن تجدید نمایند.
در روایتی است که خداوند حجر الاسود را آفرید و سپس از بندگان پیمان گرفت. آنگاه به حجر گفت:« این پیمان را در درون خود نگه دار. مومنان (با لمس حجر) بر پیمان خود، ابراز پایبندی میکنند». [1]
براساس برخی روایتها، حجرالاسود در اصل، یکی از فرشتگان بوده که پیش از همه فرشتگان به میثاق الهی متعهد شده و خداوند نیز او را امین بر همه آفریدگان قرار داده است. [2]
بنابر نقل ابنحمزه طوسی عالم شیعی قرن ششم [3] و دیگران [4] محمد بن حنفیه با امام سجاد بر سر امام بودن به نزاع برخاست. امام سجاد با او سخن گفت ولی او نپذیرفت. در نهایت امام، حجرالاسود را حَکَم قرار داد. به اذن خداوند، حجرالاسود به امامت امام سجاد شهادت داد. به گفته قطب راوندی در الخرائج محمد بن حنفیه پس از این حادثه پای امام سجاد را بوسید و اعتراف کرد که امامت از آنِ اوست.
راوندی همچنین نقل کرده که گفته شده این ماجرا میان امام و محمد بن حنیفه برای از بین بردن شک و شبهه میان مردمان بوده است. [5]
_________
۱. مجلسی، بحارالأنوار، ۱۴۰۳ق، ج۹۶، ص۲۲۱.
۲.کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۴، ص۱۸۵.
۳.ابنحمزه طوسی، الثاقب فی المناقب، ۱۴۱۹ق، ص۳۴۹.
۴.ابن عبدالوهاب، عیون المعجزات، قم، ص۷۱.
۵.راوندی، الخرائج و الجرائح، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۲۵۸.