جاودانه پیامبر (27. مقام ولایت)

بلند آسمان پیش قدرت خجل
تو مخلوق و آدم هنوز آب و گل
تو اصل وجود آمدی از نخست
دگر هر چه موجود شد فرع توست…
خداوند متعال، در قرآن مجید، ولایت بر بندگان و صاحب اختیاری امور امت اسلام را به پیامبر اکرم (ص) تفویض کرده و این گونه فرموده است:« ولایت و صاحب اختیاری پیامبر، نسبت به امور مردم اهل ایمان، بیش از خود آنان است《النبی اولی بالمومنین من انفسهم ». [1]
مقام ولایت،مقام والائی است که بعد از خدا فقط شامل پیامبر اکرم(ص) و کسی است که در حال رکوع، زکات داد-که منظور حضرت علی (ع) است- بر حسب آیه شریفه: «انما ولیکم الله و رسوله والذین امنو الذین یقیمون الصلوه و یوتون الزکوه و هم راکعون» (یعنی مقام ولایت منحصر به خداوند و رسول اکرم و آن مرد با ایمانی است که در حال رکوع به مستمندی صدقه داده است.) [2]
یک جلوه‌ از این ولایت و اولویت، در آیه کریمه ذیل، انعکاس یافته که فرموده است:« چون خداوند و پیامبرش در امری قضاوت کنند، هیچ مرد و زن باایمانی را نمی رسد که در برابر آن، اراده و اختیاری از خود در کارشان، اعمال کنند و هر آن کس که نافرمانی خدای و رسولش کند به گمراهی آشکار درافتاده است»
«و ما کان لمومن و لامومنه اذ قضی الله و رسوله امرا ان یکون لهم الخیره من امرهم و من یعص الله و رسوله فقد ضل ضلالامبینا»، (یعنی همگان باید به آنچه پیامبر اکرم(ص)حکم و فرمان دهد، کاملا مطیع باشند و سرپیچی نکنند و هرکس سرپیچی کند و از ولایت پیامبر بیرون رود به ضلالت غلطیده است). [3]
تن دادن به حکم پیامبر در امور مورد نزاع جلوه دیگری از این ولایت است. آیه ۶۵ سوره نساء نیز بخشی دیگر از همین معنا را بیان می‌کند:« قسم به پروردگار تو که اینان به حقیقت، اهل ایمان نمی گردند تا آن که در خصومت و نزاع شان، تنها تو را حاکم و داور قرار دهند و آنگاه در برابر حکمی که به سود و یا زیان ایشان صادر کنی، احساس تنگدلی و دشواری ننموده و از دل و جان تسلیم و تمکین فرمان تو باشند»، (فلاو ربک لایومنون حتی یحکموک فیما شجر بینهم ثم لایجدوا فی انفسهم حرجا مما قضیت ویسلموا تسلیما). [4]
مورد دیگر بیان همین ولایت برای علی(ع) است. در بازگشت از حجه الوداع، پیامبر اکرم از سوی خداوند متعال، به معرفی علی(ع) به عنوان جانشین و ولی امر مسلمین مامور شد و لذا خطبه ای طولانی قرائت کرد و در آن فرمود:« من کنت مولاه فهذا علی مولاه»، (هرکس من مولای اویم و بر او ولایت دارم،علی مولای اوست).
بریده اسلمی گوید:« در جنگی در سرزمین یمن، همراه علی(ع) بودم ولی از رفتار آن حضرت نارضایتی در من پیدا شد. چون در بازگشت به مدینه، رسول خدا را زیارت کردم، از علی بن ابیطالب شکوه کردم.» ناگهان رخسار مبارک پیامبر متغیر شد و به من فرمودند:« ای بریده، مگر به فرمان حق تعالی، اختیار امر مومنین، بیش از خودشان به دست من نیست؟» گفتم:« آری ای رسول خدا»، فرمود:« پس بدان هر که را من مولاو صاحب اختیارم، علی مولاو صاحب اختیار اوست.» [5]
__________
1.احزاب/6.
2.مائده/55.
3.احزاب/63.
4.نساء/65.
5.مناقب خوارزمی/97.
این بلاگ تحت نظارت دکتر فخاری تهیه و تولید شده.