جاودانه پیامبر (17.تحمل مصائب)

قسم به «لیل» و به گیسویت، به ذکر «یاحق» و «یاهو»یت

به آیه‌، آیه‌ی ابرویت به آن دو چشم تماشایی…

از وقتی دامنه تبلیغ پیامبر(ص) گسترش یافت و این تبلیغ با نظام اجتماعی فاسد حاکم بر مکه در تضاد بود ؛ در نتیجه مشرکان نیز از ترس به خطر افتادن و از دست رفتن موقعیت ها و امتیازهای اجتماعی خود رفته رفته به فکر مقابله با پیامبر (ص) و دعوت او افتادند.

اخبار تکان دهنده ای درباره آزار و شکنجه تازه مسلمانان از سوی مشرکان قریش در این دوره در دست است که دل سنگ را آب می کند. مشرکان زره آهنی بر اندام مسلمانان می پوشانیدند و آنها را در این وضعیت در آفتاب داع نگاه می داشتند. [1]

سمیه مادر عمار زیر شکنجه و با ضربه خنجر(حربه) ابوسفیان به شهادت رسید. [2]

بلال حبشی را افزون بر شکنجه های متعارف به جوانان می سپردند و آنها او را در دره های اطراف مکه می گرداندند و او همچنان اَحَد اَحَد می گفت و حاضر نبود از ایمان توحیدی خود تبری بجوید. [3]

شخص پیامبر (ص) نیز در این مرحله مورد هجوم تبلیغی و روانی مشرکان قریش بود و اتهاماتی مانند سحر بودن قرآن [4]، ساحر بودن پیامبر [5]، خواب های آشفته بودن آیات وحی(اضغاث احلام) [6]، شعر بودن قرآن [7]، شاعر بودن پیامبر [8]، مبتلا به جنون [9]، و فراگیری تعالیم دینی از بشر و انکار جنبه وحیانی دین [10] و القای شبهه در این باره که چرا قرآن بر شخص دیگری نازل نمی شود [11] در این مرحله متوجه پیامبر (ص) شد. مشرکان در این مرحله برای رویارویی با پیامبر (ص) از روشهایی مانند تحقیر، تمسخر، نیرنگ، ایجاد مانع در مسیر ابلاغ دعوت پیامبر ، شکنجه و محاصره روانی استفاده می کردند.

آنها دائما بر شدت آزار خود نسبت به شخص پیامبر (ص) می افزودند تا آنجا که حضرتش فرمود:« بعد از فوت ابوطالب آزارها را دوباره آغاز کردند». [12]

مثلاً یک بار هنگامی که پیامبر(ص) در کنار کعبه مشغول نماز و در سجده بود عقبه بن أبی معیط شکمبه گوسفند یا شتری را آورد و آن را بر کمر پیامبر (ص) نهاد و دوستانش از شدت خنده به این سو و آن سو می رفتند و کسی از دوستداران پیامبر جرأت نمی کرد آن را از پشت ایشان بردارد تا این که موضوع را به فاطمه دختر پیامبر اطلاع دادند و ایشان شکمبه را از دوش پیامبر برداشت و عاملان این عمل زشت را نفرین کرد. [13]

همو در نوبتی دیگر در کنار خانه خدا، ردای پیامبر (ص) را دور گردن حضرت پیچید و سخت فشرد که یکی از صحابه سر رسید و مانع شد. [14]

دیگر بار برای خودشیرینی و بنا به تقاضای أبی بن خلف آب دهان به صورت پیامبر (ص) افکند. ابوجهل نیز گاه به هنگامی که پیامبر (ص) در کنار خانه خدا به سجده می رفت پا بر پشت گردن حضرت می گذاشت. [15]

گفته شده است که غیر از ابوجهل و ابولهب و عقبه بن أبی معیط که به ایذاء و آزار پیامبر (ص) می پرداختند ، افراد زیر نیز که همسایه پیامبر (ص) بودند در زمره آزاردهندگان پیامبر بودند: حکم بن أبی العاص، عدی بن الحمراء، العاصی بن وائل، أخنس بن شریف، ولید بن مغیره، نضر بن حارث و ابن أصداء هذلی. [16]

پیامبر (ص) گاه از بدی همسایگان خود به درگاه خداوند شکایت می برد. صبر ایشان در برابر آزارها و نیز پرهیز از برخورد تند با آزاردهندگان، بدون تردید نرمخویی پیامبر (ص) در برابر ایذاء و آزار قریش تأثیر فرهنگی و تبلیغی فراوان داشت و به گسترش دعوت در مکه مدد رساند.

__________

۱.حاکم نیشابوری، المستدرک۲۸۴/۳.

۲.ابن سعد، الطبقات۲۳۳/۳.

۳.حاکم۲۸۴/۳.

۴.احقاف/۷.

۵.یونس/۲.

۶.انبیا/۵.

۷.یس/۶۹.

۸.انبیاء/۵.

۹.حجر/۶.

۱۰.نحل/۱۰۳.

۱۱.زخرف/۳۱.

۱۲.ابن کثیر،تفسیر۱۳۴/۳.

۱۳.ابن اسحاق، سیره/۱۹۲.

۱۴.بخاری،الصحیح۷۸/۱۵.

۱۵.ابن اسحاق/۲۱۳.

۱۶.حربی، المناسک/۳۴۳.

این بلاگ تحت نظارت دکتر فخاری تهیه و تولید شده.