جاودانه پیامبر (16.دوران محاصره)

گل قشنگ بنی هاشم، سلام بر تو ابوالقاسم

دلم کنار تو شد مُحرم، ندیده خوشتر از این جایی..

شِعْب ابی‌طالب درّه‌ای کوچک و کوهستانی در شهر مکه است که پیامبر اسلام (ص)، بنی‌هاشم و مسلمانان به مدت سه سال در آن در محاصره اقتصادی و اجتماعی مشرکان قریش قرار گرفتند (به شکاف در میان کوه یا دره و به محدودۀ قرار گرفته میان دو کوه نزدیک به هم “شِعْب” گویند). این محاصره با هدف جلوگیری از نفوذ و گسترش اسلام انجام شد. 

اسلام‌آوردنِ افرادی مانند حمزه و تمایل جوانان قریش و آزادی عملی که در کشور حبشه نصیب مسلمانان شده بود، سبب این تصمیم آنان بود.مشرکان جلسه‌ای تشکیل دادند و عهدنامه‌ای نوشتند و در داخل کعبه آویزان کردند مبنی بر اینکه هرگونه خریدوفروش و معاشرت با بنی‌هاشم ممنوع است و سوگند یاد کردند که قریش، تا دم مرگ طبق موازین ذیل عمل کند.

مواد پیمان نامه عبارت بود از:

  1. هرگونه خرید و فروش با هواداران محمد(ص) تحریم می‌شود.
  2. ارتباط و معاشرت با آنان ممنوع می‌گردد.
  3. زن دادن به مسلمانان یا زن گرفتن از آنان ممنوع است.
  4. پیمان‌نامه فقط در صورتی ملغی خواهد شد که محمد(ص) را برای کشتن به آنان تسلیم کنند.

متن پیمان با مواد یادشده به امضای تمامی بانفوذان قریش رسید و با شدت هر چه تمام‌تر به اجرا گذاشته شد.هر کس به شهر مکه وارد می‌شد، حق نداشت با بنی هاشم معامله کند و اگر کسی چنین کاری انجام می‌داد اموالش را مصادره می‌کردند.

واقعه محاصره از اول محرم سال هفتم بعثت آغاز شد و سه سال به طول انجامید و پیامبر(ص) و تازه مسلمانان به مدت سه‌سال در محاصره اقتصادی مخالفان خود قرار گرفتند و شرایط بسیار سختی را پشت سر گذاشتند. در این مدت با کمبود شدید مواد غذایی و سختی فراوان روبه‌رو شدند و ثروت حضرت خدیجه (س) در همین دوران برای رفع نیازها هزینه شد.ابوطالب بنی‌هاشم را دعوت کرد و حمایت از پیامبر را بر عهده آنان گذاشت.همچنین افرادی را در اطراف شعب گماشت تا از شعب حراست کنند.

ابوطالب از ترس اینکه مبادا نیمه شب پیامبر (ص) را بکشند، هرگاه پیامبر به خواب می‌رفت رختخواب خود را در یک طرف او می‌انداخت و محل خواب یکی از فرزندانش را در طرف دیگر قرار می‌داد و پیامبر را در وسط قرار می‌داد. در این محاصره فشار و سختگیری‌ها به حدی رسید که نالۀ فرزندان بنی‌هاشم به گوش مشرکان مکه می‌رسید ولی در دل آنها تأثیر چندانی نمی‌کرد.

خداوند به پیامبرش خبر داد که موریانه، پیمان نامه را خورده و تنها جمله «باسمک اللهم» از آن باقی مانده است. پیامبر نیز ابوطالب را از آن باخبر ساخت.ابوطالب به انجمن قریش رفت و گفت: برادرزاده‌ام می‌گوید موریانه پیمان نامه‌ای را که نوشته اید خورده و تنها نام خدا را باقی گذاشته؛ ببینید اگر سخن او راست است محاصره ما را بشکنید و اگر دروغ می‌گوید او را به شما خواهم سپرد. چون به سراغ نامه رفتند دیدند موریانه همه آن را جز نام خدا خورده است. بدین ترتیب پیمان محاصره بنی هاشم شکسته شد و آنان از شعب (دره) ابوطالب بیرون آمدند. [1]

به روایت نصر بن مزاحم، حضرت علی(ع) در مورد ظلم و ستم قریش در شعب ابی طالب به پیامبر(ص) و مسلمانان، چنین به معاویه نوشت:« خویشان ما (قبیلۀ قریش) بر این شدند که پیامبر ما را بکشند و نسل ما را براندازند. دربارۀ ما تصمیم گرفتند و ستم‌ها رواداشتند. خواروبار از ما قطع کردند و آب گوارا از ما بازگرفتند و ما را در جایگاه بیم و هراس نشاندند و جاسوس‌ها بر ما گماشتند و ما را ناچار ساختند تا در میان کوهی ناهموار پناه جوییم و بدین اکتفا نکرده جنگ علیه ما افروختند و پیمان‌نامه در میان خود علیه ما نوشتند بدین مضمون که با ما هم خوراک نشوند و با ما آب ننوشند و با ما وصلت و ازدواج نکنند و خرید و فروش ننمایند و از آنان در امان نباشیم تا اینکه محمد(ص) را در اختیار آنان نهیم تا اینکه وی را بکشند و جسدش را مثله کنند. جز در موسم حج و عمره ما بنی هاشم از امنیت برخوردار نبودیم. اما مشیت خداوند دربارۀ ما چنین قرار گرفت که ما با تمام وجود از آن حضرت دفاع کنیم. و پروانه وار شمع وجودش را طواف نماییم و با شمشیرهای خود شب و روز از او حمایت کنیم. مومنان مان به انگیزۀ نیل به پاداش پروردگار و کافران مان به منظور دفاع از حریم قوم و تبار از وجود مقدس وی حمایت می‌کردند». [2]

___________

۱.ابن هشام، السیرهالنبویه، ج۱، ص۳۵۰ به نقل از سبحانی، فروغ ابدیت، ۱۳۸۵ش، ص۳۴۲.؛قائدان، تاریخ و آثار اسلامی مکه و مدینه، ۱۳۸۱ش، ص۱۱۴؛ بلاذری، انساب الاشراف، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۲۳۴.
۲. نصربن مزاحم، وقعه صفین.؛ نهج البلاغه، نامه۹.
این بلاگ تحت نظارت دکتر فخاری تهیه و تولید شده.